عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

6

عوارف المعارف ( فارسى )

مهلهم فنجوا ، و كذّبت طائفة منهم فاصبحوا مكانهم فصبحهم الجيش فأهلكهم و اجتاحهم فذلك مثل من اطاعنى فاتّبع ما جئت به ، و مثل من عصانى و كذّب بما جئت به من الحق « * » » معنى حديث : رسول خداى - صلى اللّه عليه و سلّم - مىگويد : مثل من و مثل آنچه خداى تعالى مرا بدان بفرستاده است ، همچون مثل مردى است كه فراپيش قومى آيد و ايشان را گويد : اى قوم لشكرى ديدم بسيار كه قصد شما داشتند و من بيم‌كننده‌ام بىغرض ، بشتابيد و مخرج اين كار طلب كنيد كه شما طاقت مقاومت و محاربت ايشان نداريد . جماعتى فرمان وى برند و سخن وى مصدّق دارند ، و هم در حال ترتيب خروج كنند و از آن مقام بروند ، از رنج و زحمت و ايذاى دشمنان قاصد نجات يابند ، و جماعتى ديگر ، سخن آن نصيحت‌كنندهء بىغرض مسموع ندارند ، و به استهزاء و افسوس در پيش آيند ، و قول او دروغ و كذب پندارند ، دشمنان ناگاه شبيخون آوردند ، و فرصت يابند ، و انتقام خود باز خواهند ، و ايشان را چنان مقهور گردانند كه ، نام و نشانشان بنماند . رسول خداى - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفت : من همان ناصح بيم‌كننده‌ام ، كه امّت را خبر مىكنم ، كه لشكر عذاب و سخط حق تعالى را ديدم كه ، قصد شهرستان وجود شما داشت به شومى نافرمانى و عصيان . بشتابيد و غافل‌وار عمر عزيز در پى لذّات و شهوات دنيا صرف مكنيد . شعر : غافل مشو كه عمرى زين تازه‌تر نيابى * دادش بده كه چون شد ، عمرى دگر نيابى در سر مكن هوس را ، مازار هيچ‌كس را * ترسم كه اين نفس را ، جوئى و درنيابى بگذر چو آب گل خوش ، زين كورهء پرآتش * چون گل مباش سركش ، تا دردسر نيابى يارانت مى به مردى خوردند و تو نخوردى * تا بىخبر نگردى ، زيشان خبر نيابى مبادا كه اين لشكر جرّار ، از حضرت جبّار ، تاختن كند و بنياد شهرستان وجود شما خراب كند . و بعد از آن ندامت و پشيمانى سود ندارد . طايفه‌اى به سمع رضا اين سخن مسموع داشتند ، و در كارسازى بر وفق اشارت سعى بليغ نمودند ، لاجرم ، نجات ابد و رستگارى سرمد بيافتند . و جماعتى ديگر ، عقل بوالفضول را مقتدا ساختند و به چون و چرا پيش آمدند ، و به هر فرمانى ، اعتراضى كردند ، و متابع هوا و شهوت شدند ، لشكر عذاب و محن تاختن كرد ، و خذلان ازلى ، دامن ايشان محكم بگرفت ، و جمله را اسير عقاب و محبوس عذاب دو جهانى كرد . نعوذ باللّه منه . قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و سلّم : « مثل ما بعثنى اللّه به من الهدى و العلم ، كمثل الغيث الكثير اصاب ارضا فكانت طائفة منها طيّبة قبلت الماء فانبتت الكلأ و العشب الكثير و كانت منها طائفة اخاذات امسكت الماء فنفع اللّه تعالى به النّاس فشربوا و سقوا و زرعوا ، و كانت منها طائفة اخرى قيعال لا تمسك ماء و لا تنبت كلأ ، فذلك من فقّه فى دين اللّه و نفعه بما بعثنى اللّه به فعلم

--> ( * ) عينا از متن عوارف ص 11 نقل گرديد .